به نام او که فکرم به منتهای جمالش نمی رسد امروز آمده ام تا هر آنچه را که از دل خود می آید بنویسم.آمده ام تا همان قصه ی قدیمی عشق را باز گو کنم و به آنهایی که عشق و احساس در قلبشان جایی ندارد بگویم که شما همانند عکسی هستین که در قابی روی دیوار کهنه ی دل های ما جا دارین.وقتی سخن از عشق به میان می آید همه سکوت می کنند اما بعضی ها سکوت را بر هم میزنند.آنانی که این سکوت عاشقانه را بر هم میزنند بدانند که بویی از علاقه نبرده اند.اما این بار آمده ام که با داستانی عشق را فریاد بزنم. به نام عشق روزی روزگاری مردی از دیار غربت در دهکده ی کوچکی از این سرزمین بی کران خدا می زیست.هر روز صبح با صدای گنجشکانی که لب پنجره ی اتاقش می نشستند از خواب ناز بیدار می شد.به لب چاهی که در حیاط خانه اش بود می رفت و وضو می گرفت.با پروردگار هفت آسمان تجدید میثاقی می کرد و به راه می افتاد.پاییز بود.در راه صدای خش خش برگهای خزونی ندای عشق را در گوشهایش زمزمه میکردند.وقتی چشمهاش به مزرعه می افتاد جان دوباره می گرفت.بیل و کلنگ در دست میگرفت و کار خود را شروع می کرد.روزی خانواده ای به دهکده مرد آمدند. تمام حواسش به خانواده از راه رسیده بود.یک دفعه چشمهاش یه نگاه آشنا اما تازه افتاد.دلش لرزید و نمی دانست که چه بگوید.از آن به بعد هر روز با شوق دوباره دیدن او از خانه خارج می شد تا اینکه یه روز... If I should stay, I would only be in your way. So I'll go, but I know I'll think of you ev'ry step of the way . . And I will always love you. I will always love you. You, my darling you. . . Bittersweet memories that is all I'm taking with me . . So, goodbye Please, don't cry. We both know I'm not what you need. And I will always love you . . I hope life treats you kind And I hope you have all you've dreamed of. And I wish to you, joy and happiness. . . . But above all this, I wish you love. . . . And I will always love you. _____



* a song by Whitney Huston
زندگی یعنی دوست داشتن.دوست بدار تا دوستت داشته باشند.اسم من مهرداد هست.یعنی بخشنده ی مهر.تو زندگیم یاد گرفتم که مهر خودمو بدون سود به همه ببخشم.تا بحال افراد زیادی وارد قلبم شدن اما تا الان کسی بیرون نرفته...چون هرکسی که میاد داخل درو رو خودش میبنده
.این گل هم تقدیم به همه ی کسایی که تو قلبم هستن.
وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد.آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد.

این دوتا عکس هم از وبلاگ دوست خوبم علیرضاست.علی جان ممنون
آدرس وبلاگشو تو پیوند های وبلاگم گذاشتم.
هيچکس پيله ي تنهايي من را نگشود چه کسي قسمت کردسفره ي شاد دلش را با من با که قسمت کردم سهم تنهايي روحم را من هيچکس در سبد خالي اين دست صبور سيب سرخي نگذاشت هيچکس پيله ي تنهايي من را نگشود

ویرانه نه آنست که جمشید بنا کرد ... ویرانه نه آنست که فرهاد فرو ریخت ... ویرانه دل ماست که با هرنگه تو ... صدبار بنا گشت و دگر بار فرو ریخت
تاحالا دل تنگ کسي شدي؟ اصلا ميدوني دلتنگي چيه؟ اونم ازبدترين نوعش؟ بزرگترين دلتنگي اينه که بدوني اوني که دوسش داري هيچوقت ماله تو نميشه. اينه که بدوني يه روزي ازکسي که دوسش داري بايد جدا بشي چه بخواي چه نخواي
نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم..
. چون دنيا يه روز تموم ميشه. .
.. نميخوام بگم که مثل گلي. .
. چون گل هم يه روز پژمرده ميشه.
.. نميخوام بگم که سياهي چشمات مثل شبهاي پر ستاره اس.
.. چون شب هم بالاخره تموم ميشه..
. نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالي.
.. چون اب که هميشه پاک نميمونه..
. نميخوام بگم که دوستت دارم. .
.. چون منکه اصلا دوستت ندارم. .
.. بلکه من عاشقتم

آسمانم : مهم نيست درياچه اي وسيع باشي؛ يا برکه اي کوچک؛ اگر زلال باشي؛ آسمان در تو پيداست

برای تو و خویش چشمانی آرزو می کنم که چراغها و نشانه ها را در ظلمات ببیند گوش که صدا ها و نشانه ها را در بیهوشی مان بشنود برای تو و خویش،روحی که این همه را در خود گیرد وبپذیرد و زبانی که در صداقت خود ما رااز خاموشی خویش بیرون کشد و بگذرد از آن چیزی که در بندمان کشیده است سخن بگوییم

هيچ کس با من در اين دنيا نبود هيچ کس مانند من تنها نبود هيچ کس دردي ز دردم بر نداشت بلکه دردي نيز بر دردم گذاشت هيچ کس فکر مرا باور نکرد خطي از شعري مرا از بر نکرد هيچ کس معناي آزادي نگفت در وجودم رد پايش را نجست هيچ کس آن يار دلخواهم نشد هيچ کس دمساز و همراهم نشد هيچ کس جز من چنين مجنون نبود در کلاس عاشقي دلخون نبود

آدمك آخر دنياست ، بخند آدمك مرگ همينجاست ، بخند آن خدايي كه بزرگش خواندي به خدا مثل تو تنهاست ، بخند دست خطي كه تو را عاشق كرد شوخي ِ كاغذي ِ ماست ، بخند فكر كن درد تو ارزشمند است فكر كن گريه چه زيباست ، بخند صبح فردا به شبت نيست كه نيست تازه انگار كه فرداست ، بخند راستي آنچه به يادت داديم پر زدن نيست كه درجاست ، بخند آدمك نغمه ي آغاز نخوان به خدا آخر دنياست ، بخند

پرسيدم : عشق چيست ؟ گفت : آتشي است . گفتم : مگر آن را ديده اي ؟ گفت : نه در آن سوخته ام

شاد بودن يک سفر طولاني است،نه يک مقصد
هيچ زماني براي شاد بودن بهتر از زمان حال نيست............ ..
زندگي کن و از تمام لحظاتش لذت ببر
![]()
اين قافله ي عمر عجب مي گذرد

در ياب دمي که با طرب مي گذرد
ساقي غم فرداي حريفان
چه خوري پيش آر پياله را
که شب مي گذرد
ما همه كودك خرديم و همين زال فلك با چنين سكه زرد ـ و همين سكه سيمين سپيد ـ ميفريبد ما را هر زمان ديده ام اين گنبد خضراي بلند ـ گفته ام با دل خويش مزرع سبز فلك ديدم و بس نيرنگش نتوانم كه گريزم نفسي از چنگش آسمان با من و ما بيگانه زن و فرزند و در و بام و هوا بيگانه خويش در راه نفاق ـ دوست در كار فريب ـ آشنا بيگانه

کودکی با پاهای برهنه بر روی برفها ایستاده بود و به ویترین فروشگاهی نگاه می کرد زنی در حال عبور او را دید . او را به داخل فروشگاه برد و برایش لباس و کفش خرید و گفت: مواظب خودت باش کودک پرسید: ببخشید خانم شما خدا هستید؟ زن لبخند زد و پاسخ داد: نه من فقط یکی از بنده های خدا هستم کودک گفت:می دانستم با او نسبت دارید

... یاد زلال تو نسیمی ست که گندمزار خیالم را به رقص آورده است و عطر " دوستت دارم " را به مشام عشق هدیه می دهد. 
ميدونستي آدما بين« الف» تا «ي» قرار دارند؟... بعضي ها مثل «ب» برات مي ميرند... مثل « د» دوستت دارند... مثل« ع»عاشقت ميشوند...مثل «م» منتظر مي مونند... تا يک روز مثل «ي» يارت بشن

زندگي قصه مرد يخ فروشي است که ازاو پرسيدند:فروختي؟ گفت:نخريدند تمام شد

نمی دونن تو بهئنه ی منی...معنی شعرای عاشقونه ای

تا ابد...عاشقانه دوستت دارم

من قصه گوی عشقم...تو بهترین کلامی...قشنگ ترین خیالی...که هر نفس باهامی...وقتی تویی کنارم آسمون آبی رنگه...میام به دیدن تو دنیا با تو قشنگه

میخوام برات از آسمون...یاس های خوش بو بچینم...میخوام شبا عکس تورو تو خواب گلها ببینم...میخوام که جادو بکنم همیشه پیشم بمونی...از تو کتاب زندگی یه حرف رنگی بخونی...میخوام تورو قسم بدم به جونه هر چی عاشقه...به جونه هرچی قلب صاف...رنگ گل شقایقه...یه موقع ایی فکر نکنی...دلم واست تنگ نمیشه...فکر نکنی اگه بری زندگی کم رنگ نمیشه


اگه قلبمو شکستی به فدای یک نگاهت این منم چون گل یاس نشستم سر راهت تو ببین غبار غم رو که نشسته بر نگاهم اگه من نمردم از عشق تو بدون که روسیاهم اگه عاشقی یه درده چه کسی این درد ندیده تو بگو کدام عاشق رنج دوری ندیده اگه عاشقی گناهه ما همه غرق گناهیم میون این همه آدم یه غریب و بی پناهیم تو ببین به جرمه عشقت پره پروازمو بستند تو ندیدی منه مغرور چه بی صدا شکستم

اسمان را قسمت کردند:.....تکه اي براي برکه.....تکه اي براي رود....تکه اي براي دريا.....دلم را قسمت کردند:..........تکه اي براي تو....تکه اي براي تو......تکه اي براي تو

كتر علي شريعتي: اگر قادر نيستي خود را بالا ببري همانند سيب باش تا با افتادنت انديشهاي را بالا ببري

با خيال تو به سر بردن اگر هست گناه ........ باخبر باش كه ما قرق گناهيم هر روز

اونی که مدعی بود عاشقته...تورو تو فاصله ها تنها گذاشت...بی خبر رفت...بی خبر رفت و تو این بی راهه ها رد پاشم واسه چشمات جانذاشت.
چرا نموندی؟اوووووه دلو سوزوندی...با فروش پیله های کاغذی...جاده رو ابریشم نکن.من به پروانه شدن نمیرسم...حرمت فاصلمونو کم نکن

خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي ، اما اون بگه : ديگه نمي خوامت خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ... خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته


اگر خدا حافظي در راه است سلام نکن اگر کليد قلبي رو نداري قفلش نکن اگردستي را گرفتي رهايش نکن اگر دفتري را بستي بازش نکن اگر قلبي را شکستي نازش نکن

از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود
زنهار از این بیابان وین راه بی نهایت

دلیل این همه تصادف این است که رانندگان امروز، با ماشین های فردا روی جادههای دیروز رانندگی می کنند. «لویی آراگون» هیچ کس همیشه اشتباه نمی کند . حتی یک ساعت از کار افتاده هم دو بار در روز ساعت درست را نشان می دهد. «ضرب المثل چینی» افرادی هستند که یک گلدان گل از طبقه پنجم بر سر شما میاندازند و بعد میگویند : «می خواستم گل سرخ به شما هدیه بدهم.» !

اشكي براي شوق، شوقي براي درس، درسي براي ميز، ميزي براي کار، کاري براي نان، ناني براي تخت، تختي براي خواب، خوابي براي مرگ، مرگي براي سنگ، سنگي براي ياد، يادي براي اشك... اين است مفهوم زندگي

اونی که یک وقت تنها کسم بود.تنها پناه دل بی کسم بود.تنهام گذاشت و رفت از کنارم.از درد دوریش من بی قرارم.خیال می کردم پیشم میمونه.ترانه ی عشق واسم می خونه.خیال میکردم یه هم زبونه.نمیدونستم نامهربونه.

میلاد

هرگز يك دوست قديمي را ترك نكنيد، جانشيني براي او پيدا نخواهيد كرد. دوستي مانند شراب است. هرچه كهنه تر بهتر.


khuby haro jam kon +
bady haro kam kon -
x eshgh haro zarb kon
khosh haly haro be tavan beresun
va khoshy haro taghsim kon



نابينا به ماه گفت : دوستت دارم . ماه گفت : چه طوري ؟ تو که نمي بيني . نابينا گفت : چون نمي بينمت دوستت دارم . ماه گفت : چرا ؟ نابينا گفت : اگر مي ديدمت عاشق زيباييت مي شدم ولي حالا که نمي بينمت عاشق خودت هستم

هر روز که می گذرد احساس می کنم که کسی مرا در باد صدا می زند

اي کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتي و درد با يک بوسه همه چيز را فراموش مي کردم

عشق رو ميشه تو دستاي خسته پدر ديد .... و توي نگاه نگران مادر ... نه تو دستاي منتظر يه غريبه

عشق رو ميشه تو دستاي خسته پدر ديد .... و توي نگاه نگران مادر ... نه تو دستاي منتظر يه غريبه

شاید آن روز که سهراب نوشت : تا شقایق هست زندگی باید کرد خبر از دل پر درد گل نیلوفرنداشت و اینک می توان نوشت : هر گلی هم باشی چه شقایق چه پیچک و چه یاس زندگی اجباریست !!

يك روز من و تو با هم وارد بهشت ميشيم تو به خاطر اون قلب پاكي كه داري و من به خاطر اينكه توي اون قلب جا دارم

مي دوني فرق تو با عشق، زندگي و گل چيه؟ عشق يك كلمه است اما تو معنيه اوني. زندگي اجباره اما تو دليل اوني. گل يه گياهه اما تو عطره اوني

شبی از پشت یک تنهایی غمناک و بارانی تو را با لهجه گلهای نیلوفر صدا کردم.تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم...







If you leave me
قلبم رو هم با خودت می بری...
You will pick my heart with youreslf
...و من بی تو
And me without you...
میمیرم...
Will die...


I miss you...!When?Where?Can I see you?hmm
حرفای نگفته ام وازتودلم بیرون بریزم 
بگم عشقت تا قیامت توی قلبم خونه کرده
برق اون چشمای نازت دلم و دیوونه کرده
بگم نقش دوتا چشمات هک شده تو آسمونم
دلبرنازوقشنگم سرتو بذارروشونم
یادتو بامنه هرجا چه تو بیداری چه تو خواب
این دل دیوونه ی من می زنه واست چه بی تاب
وقتی می شنوم صداتو دل توی سینه می لرزه
یه کلام عاشقونه ات به همه دنیا می ارزه
می گذرن به سرعت باد لحظه ها وقتی که هستی
نمی دونی چه شیرینه وقتی روبه روم نشستی
شب من سحر نمیشه اگه نشنوم صداتو
اگه یک روزم نبینم رنگ زیبای نگاتو

شعر من تفسيري از درد و غم است
هر چه از چشمان او گويم كم است
مثل مجنون،عاشق ليلي شدم
غرق موج آبي دريا شدم
با صداي گريه اش بغضم شكست
مثل گل، بر گونه ام شبنم نشست
من كه عمري نامه ي غم خوانده ام
باز هم سيره به راهت مانده ام
مثل باد و مثل باران، مثل خاك
ريشه دارم در دو چشمت همچو تاك



بارها خواستم رازي را که مدتهاست در قلبم نگه داشته ام فاش کنم خواستم بگويم که دوستت
دارم
اما نتوانستم. هرگاه از کنارم ميگذشتي آرزو مي کردم اين راز را در چشمانم بخواني
افسوس ...
افسوس تو بي اعتنا از کنارم ميگذشتي تا آنکه ديروز قلم بدست گرفتم و خواستم برايت
بنويسم...
بنويسم که ازاين همه بي مهريهايت متنفرم اما وقتي قلم را از روي کاغذ برداشتم با تعجب
مشاهده
کردم که نوشته ام با تمام وجود دوستت دارم![]()
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تو چون نیلوفرصبح سپیدی
که برغم خانهًسردم دمیدی
دوچشمت کورهً داغ غزلهاست
لبانت،چون حریر
بستری بر باغ گلهاست
خنده ات گران ترین الماس دنیاست؟؟
تو اشک دختر عاشق ندیدی،
اگرباشی همدم،اونومی بینی،
انگار،منومثل روزگار فراموش کرده ای
جانم،شکایت از که کنم؟از روزگار؟
روزگارم شد سیه در پای شعر
تاعشقم رابفهمانم بایک بیت شعر
در میان سینه ام بایادتو
بی تو،امازنده ام بایادتو
آه،رفتم هرکجا،جایم نبود
انگار،جزدرآغوش توجایم نبود
گربگیری درآغوشت مرا،می شوم گم،
همچون حباب برروی آب،
ای غرورت مثل کوهستان بلند
خاموشی ات مثل دریاهای غم
عاشق ات منم،می فهمی،من
نام توازابعاددلم می آید
انگار،توئی،آغازوپایان من
بی تو،اما،زنده ام بادرد،درد
یک دل افسرده ازبیدادتو
شد بسان خاکستری ازعشق تو،
کاخی ازشعرهای زیباسازمت
گربخواهی یک بیت ازشعرهای من
بدان،ای زیبا،
تو هستی عشق من،
فقط تو،
فقط تو
«بی توبودن رابرای باتوبودن دوست دارم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چي ميشد گر دل اشفته ي من به شهر چشماي تو عادت نميكرد پرستوي نگاهت ناگهان از دل اشفته من هجرت نميكرد چه ميشد اولين روزه جدايي برايم تا قيامت شب نميشد وجود پاك و سرشار از اميدم گرفتار سكوت شب نميشد چه ميشد ميتوانستم برايت غزل هاي بگويم عاشقانه و يا در اخريم مصرع شعرم بگيرم از وجودت يك نشانه چه ميشد زير باران نگاهت , گل نيلوفري را ديده بودم و يا از باغ همسايه شبانه گل مريم برايت چيده بودم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اونی که می خواستم دلمو شکست و
به پای یک عشق جدید نشست و
چشم روی آرزوم همیشه بست و
پشت مه پنجرمون رها شد
اونی که می خواستم متل اشک چکید و
تو طول راه باز یه کسی رو دید و
به آرزوش انگار دیگه رسیدو
به خاطر هیچی ازم جدا شد...
اونی که می خواستم دل ازم بریدو
بین گل ها یک گل تازه چید و
به اونی که دلش می خواست رسید و
با غم و غصه منو آشنا کرد...
اونی که میخواستم منو برد بهشت و
اسم منو رو سردرش نوشت و
بهونه کرد بازی ه سرنوشت و
تو شهر رویاها منو رها کرد...
اونی که میخواستم منو برد از یاد و
رفت پیش اون کس که دلش می خواد و
زد زیره عشقش که یادش نیادو
متل همه آدما بی وفا شد...
اونی که می خواستم منو تنها گذاشت رفت...
اونی که می خواستم چرا تنهام گذاشت رفت...؟

منو ببخش
اگه تویی اون که فقط دلم میخاد
منو ببخش
منو ببخش اگه برات میمیرم و زنده میشم
اگه با دیوونگی هام
پیش تو شرمنده میشم...
عشق یعنی با جهان بیگانگی
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر
عشق یعنی سجده ها با چشم تر
عشق یعنی سر به دار آویختن
عشق یعنی اشک حسرت ریختن
عشق یعنی در جهان رسوا شدن
عشق یعنی مست و بی پروا شدن
عشق یعنی سوختن یا ساختن
عشق یعنی زندگی را باختن
عشق یعنی انتظارو انتظار
عشق یعنی هر چه بینی عکسه یار
عشق یعنی دیده بر در دوختن
عشق یعنی در فراقش سوختن
عشق یعنی لحظه های التهاب
عشق یعنی لحظه های ناب

راز عشق در اين است که به ديگری لذت ببخشی ولی عشق را برای لذت نخواهی. چون عشق حقيقی هوی و هوس نيست.
هر چی نفس قوی تر باشه تقاضاهايش بيشتر می شود و هر چی تقاضاهای نفس قوی ترباشه خود پرستی را در تو بيشتر تقويت ميکنه.
عشق چهره واقعه ای خود را در ملايمت و مهربانی آشکار ميکنه نه در لذت جويی

من هم که نمی خواستم دروغ بگم ... گفتم:زندگی !
چیزی نگفت...فقط گریه کرد و رفت اما...
اما هرگز نفهمید که زندگی من خود او بود ! ![]()

We born for one time
We fall in Love for one time
We die for one time
GoodLuck !

White keys represant happiness and love
blck keys represant sadness and sorrow
you should play both to hear the music of love

عاشقانه ترين نگاهم را روي قايقي از باد نشاندم و پاروزنان سوي تو فرستادم وقتي به ساحل نگاه تو رسيد تو چشمانت را بستي و قايقم ، غرق شد







