تبليغاتX
...و خداوند عشق را آفرید



 به نام او که فکرم به منتهای جمالش نمی رسد

eshgh

امروز آمده ام تا هر آنچه را که از دل خود می آید بنویسم.آمده ام تا همان قصه ی قدیمی عشق را باز گو کنم و به آنهایی که عشق و احساس در قلبشان جایی ندارد بگویم که شما همانند عکسی هستین که در قابی روی دیوار کهنه ی دل های ما جا دارین.وقتی سخن از عشق به میان می آید همه سکوت می کنند اما بعضی ها سکوت را بر هم میزنند.آنانی که این سکوت عاشقانه را بر هم میزنند بدانند که بویی از علاقه نبرده اند.اما این بار آمده ام که با داستانی عشق را فریاد بزنم.

 eshgh

 به نام عشق

روزی روزگاری مردی از دیار غربت در دهکده ی کوچکی از این سرزمین بی کران خدا می زیست.هر روز صبح با صدای گنجشکانی که لب پنجره ی اتاقش می نشستند از خواب ناز بیدار می شد.به لب چاهی که در حیاط خانه اش بود می رفت و وضو می گرفت.با پروردگار هفت آسمان تجدید میثاقی می کرد و به راه می افتاد.پاییز بود.در راه صدای خش خش برگهای خزونی ندای عشق را در گوشهایش زمزمه میکردند.وقتی چشمهاش به مزرعه می افتاد جان دوباره می گرفت.بیل و کلنگ در دست میگرفت و کار خود را شروع می کرد.روزی خانواده ای به دهکده مرد آمدند. تمام حواسش به خانواده از راه رسیده بود.یک دفعه چشمهاش یه نگاه آشنا اما تازه افتاد.دلش لرزید و نمی دانست که چه بگوید.از آن به بعد هر روز با شوق دوباره دیدن او از خانه خارج می شد تا اینکه یه روز...

eshgh

If I should stay,

I would only be in your way.

So I'll go, but I know

I'll think of you ev'ry step of the way

.

.

And I will always love you.

I will always love you.

You, my darling you.

.

.

Bittersweet memories that is all I'm taking with me

.

.

So, goodbye

Please, don't cry.

We both know

I'm not what you need.

And I will always love you

.

.

I hope life treats you kind

And I hope you have all you've dreamed of.

And I wish to you, joy and happiness.

.

.

.

But above all this, I wish you love.

.

.

.

And I will always love you.

_____
* a song by Whitney Huston



زندگی یعنی دوست داشتن.دوست بدار تا دوستت داشته باشند.اسم من مهرداد هست.یعنی بخشنده ی مهر.تو زندگیم یاد گرفتم که مهر خودمو بدون سود به همه ببخشم.تا بحال افراد زیادی وارد قلبم شدن اما تا الان کسی بیرون نرفته...چون هرکسی که میاد داخل درو رو خودش میبنده.این گل هم تقدیم به همه ی کسایی که تو قلبم هستن.

gol male ghalbam o adamash

 وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد.آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد.

eshgh e vagheii

این دوتا عکس هم از وبلاگ دوست خوبم علیرضاست.علی جان ممنون

آدرس وبلاگشو تو پیوند های وبلاگم گذاشتم.


هيچکس پيله ي تنهايي من را نگشود چه کسي قسمت کردسفره ي شاد دلش را با من با که قسمت کردم سهم تنهايي روحم را من هيچکس در سبد خالي اين دست صبور سيب سرخي نگذاشت هيچکس پيله ي تنهايي من را نگشود

 no one


ویرانه نه آنست که جمشید بنا کرد ... ویرانه نه آنست که فرهاد فرو ریخت ... ویرانه دل ماست که با هرنگه تو ... صدبار بنا گشت و دگر بار فرو ریخت    

Flower of love


تاحالا دل تنگ کسي شدي؟ اصلا ميدوني دلتنگي چيه؟ اونم ازبدترين نوعش؟ بزرگترين دلتنگي اينه که بدوني اوني که دوسش داري هيچوقت ماله تو نميشه. اينه که بدوني يه روزي ازکسي که دوسش داري بايد جدا بشي چه بخواي چه نخواي

eshgh yany hame chiz


نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم... چون دنيا يه روز تموم ميشه. ... نميخوام بگم که مثل گلي. .. چون گل هم يه روز پژمرده ميشه. .. نميخوام بگم که سياهي چشمات مثل شبهاي پر ستاره اس. .. چون شب هم بالاخره تموم ميشه.. . نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالي. .. چون اب که هميشه پاک نميمونه.. . نميخوام بگم که دوستت دارم. ... چون منکه اصلا دوستت ندارم. ... بلکه من عاشقتم

eshgh


 آسمانم : مهم نيست درياچه اي وسيع باشي؛ يا برکه اي کوچک؛ اگر زلال باشي؛ آسمان در تو پيداست

eshgh ...1


 

برای تو و خویش چشمانی آرزو می کنم که چراغها و نشانه ها را در ظلمات ببیند گوش که صدا ها و نشانه ها را در بیهوشی مان بشنود برای تو و خویش،روحی که این همه را در خود گیرد وبپذیرد و زبانی که در صداقت خود ما رااز خاموشی خویش بیرون کشد و بگذرد از آن چیزی که در بندمان کشیده است سخن بگوییم

 eshgh


 هيچ کس با من در اين دنيا نبود هيچ کس مانند من تنها نبود هيچ کس دردي ز دردم بر نداشت بلکه دردي نيز بر دردم گذاشت هيچ کس فکر مرا باور نکرد خطي از شعري مرا از بر نکرد هيچ کس معناي آزادي نگفت در وجودم رد پايش را نجست هيچ کس آن يار دلخواهم نشد هيچ کس دمساز و همراهم نشد هيچ کس جز من چنين مجنون نبود در کلاس عاشقي دلخون نبود

hich kas


آدمك آخر دنياست ، بخند آدمك مرگ همينجاست ، بخند آن خدايي كه بزرگش خواندي به خدا مثل تو تنهاست ، بخند دست خطي كه تو را عاشق كرد شو‌خي ِ كاغذي ِ ماست ، بخند فكر كن درد تو ارزشمند است فكر كن گريه چه زيباست ، بخند صبح فردا به شبت نيست كه نيست تازه انگار كه فرداست ، بخند راستي آنچه به يادت داديم پر زدن نيست كه درجاست ، بخند آدمك نغمه ي آغاز نخوان به خدا آخر دنياست ، بخند

 

 


 پرسيدم : عشق چيست ؟ گفت : آتشي است . گفتم : مگر آن را ديده اي ؟ گفت : نه در آن سوخته ام

eeeeeeeeeeeeeeeshgh yany zendegy


 شاد بودن يک سفر طولاني است،نه يک مقصد
هيچ زماني براي شاد بودن بهتر از زمان حال نيست............ ..
زندگي کن و از تمام لحظاتش لذت ببر

eshgh


 اين قافله ي عمر عجب مي گذرد

va ama ghaafeleye omr

 

در ياب دمي که با طرب مي گذرد

 

ساقي غم فرداي حريفان

 

 چه خوري پيش آر پياله را

 

که شب مي گذرد

 

 

 


 ما همه كودك خرديم و همين زال فلك با چنين سكه زرد ـ و همين سكه سيمين سپيد ـ ميفريبد ما را هر زمان ديده ام اين گنبد خضراي بلند ـ گفته ام با دل خويش مزرع سبز فلك ديدم و بس نيرنگش نتوانم كه گريزم نفسي از چنگش آسمان با من و ما بيگانه زن و فرزند و در و بام و هوا بيگانه خويش در راه نفاق ـ دوست در كار فريب ـ آشنا بيگانه

 eshgh


 کودکی با پاهای برهنه بر روی برفها ایستاده بود و به ویترین فروشگاهی نگاه می کرد زنی در حال عبور او را دید . او را به داخل فروشگاه برد و برایش لباس و کفش خرید و گفت: مواظب خودت باش کودک پرسید: ببخشید خانم شما خدا هستید؟ زن لبخند زد و پاسخ داد: نه من فقط یکی از بنده های خدا هستم کودک گفت:می دانستم با او نسبت دارید

 eshgh


 ... یاد زلال تو نسیمی ست که گندمزار خیالم را به رقص آورده است و عطر " دوستت دارم " را به مشام عشق هدیه می دهد. I Love U

 


ميدونستي آدما بين« الف» تا «ي» قرار دارند؟... بعضي ها مثل «ب» برات مي ميرند... مثل « د» دوستت دارند... مثل« ع»عاشقت ميشوند...مثل «م» منتظر مي مونند... تا يک روز مثل «ي» يارت بشن

eshgh


زندگي قصه مرد يخ فروشي است که ازاو پرسيدند:فروختي؟ گفت:نخريدند تمام شد

eshgh


نمی دونن تو بهئنه ی منی...معنی شعرای عاشقونه ای

eshgh


تا ابد...عاشقانه دوستت دارم

eshgh


من قصه گوی عشقم...تو بهترین کلامی...قشنگ ترین خیالی...که هر نفس باهامی...وقتی تویی کنارم آسمون آبی رنگه...میام به دیدن تو دنیا با تو قشنگه

eshgh


میخوام برات از آسمون...یاس های خوش بو بچینم...میخوام شبا عکس تورو تو خواب گلها ببینم...میخوام که جادو بکنم همیشه پیشم بمونی...از تو کتاب زندگی یه حرف رنگی بخونی...میخوام تورو قسم بدم به جونه هر چی عاشقه...به جونه هرچی قلب صاف...رنگ گل شقایقه...یه موقع ایی فکر نکنی...دلم واست تنگ نمیشه...فکر نکنی اگه بری زندگی کم رنگ نمیشه

eshgh

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/31ساعت 18:30  توسط مهرداد  | 



 بي‌اراده متولد مي‌شويم بي‌اختيارزندگي مي‌كنيم بدون اينكه بخواهيم مي‌ميريم داريم زندگي مي كنيم و نمي‌تونيم در تولد و مرگ دخالتي داشته باشيم، اما بياييد آنطور كه دوست داريم ديگران را دوست داشته باشيم و کاری بکنیم تا وقتي كه براي هميشه مي‌رويم خاطرمان در یادها و خاطره ها ماندگار شود

vagheiiate zendegi


 اگه قلبمو شکستی به فدای یک نگاهت این منم چون گل یاس نشستم سر راهت تو ببین غبار غم رو که نشسته بر نگاهم اگه من نمردم از عشق تو بدون که روسیاهم اگه عاشقی یه درده چه کسی این درد ندیده تو بگو کدام عاشق رنج دوری ندیده اگه عاشقی گناهه ما همه غرق گناهیم میون این همه آدم یه غریب و بی پناهیم تو ببین به جرمه عشقت پره پروازمو بستند تو ندیدی منه مغرور چه بی صدا شکستم

eshgh


 اسمان را قسمت کردند:.....تکه اي براي برکه.....تکه اي براي رود....تکه اي براي دريا.....دلم را قسمت کردند:..........تکه اي براي تو....تکه اي براي تو......تکه اي براي تو

eshgh


كتر علي شريعتي: اگر قادر نيستي خود را بالا ببري همانند سيب باش تا با افتادنت انديشه‌اي را بالا ببري

eshgh


با خيال تو به سر بردن اگر هست گناه ........ باخبر باش كه ما قرق گناهيم هر روز

eshgh

اونی که مدعی بود عاشقته...تورو تو فاصله ها تنها گذاشت...بی خبر رفت...بی خبر رفت و تو این بی راهه ها رد پاشم واسه چشمات جانذاشت.

چرا نموندی؟اوووووه دلو سوزوندی...با فروش پیله های کاغذی...جاده رو ابریشم نکن.من به پروانه شدن نمیرسم...حرمت فاصلمونو کم نکن

eshgh


 خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي ، اما اون بگه : ديگه نمي خوامت خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ... خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته

eshgh

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/25ساعت 20:15  توسط مهرداد  | 



در زندگی سه راه را دنبال کن: 1-دوست داشتن را برای یک تجربه. 2-عاشق شدن را برای یک هدف. 3-فراموش کردن را برای قبول واقعیت

zendegi


اگر خدا حافظي در راه است سلام نکن اگر کليد قلبي رو نداري قفلش نکن اگردستي را گرفتي رهايش نکن اگر دفتري را بستي بازش نکن اگر قلبي را شکستي نازش نکن

eshgh


از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود

زنهار از این بیابان وین راه بی نهایت

eshgh


دلیل این همه تصادف این است که رانندگان امروز، با ماشین های فردا روی جاده‌های دیروز رانندگی می کنند. «لویی آراگون» هیچ کس همیشه اشتباه نمی کند . حتی یک ساعت از کار افتاده هم دو بار در روز ساعت درست را نشان می دهد. «ضرب المثل چینی» افرادی هستند که یک گلدان گل از طبقه پنجم بر سر شما می‌اندازند و بعد می‌گویند : «می خواستم گل سرخ به شما هدیه بدهم.» !

eshgh


اشكي براي شوق، شوقي براي درس، درسي براي ميز، ميزي براي کار، کاري براي نان، ناني براي تخت، تختي براي خواب، خوابي براي مرگ، مرگي براي سنگ، سنگي براي ياد، يادي براي اشك... اين است مفهوم زندگي

eshgh


اونی که یک وقت تنها کسم بود.تنها پناه دل بی کسم بود.تنهام گذاشت و رفت از کنارم.از درد دوریش من بی قرارم.خیال می کردم پیشم میمونه.ترانه ی عشق واسم می خونه.خیال میکردم یه هم زبونه.نمیدونستم نامهربونه.

eshgh

میلاد

+ نوشته شده در  جمعه 1386/03/25ساعت 20:14  توسط مهرداد  | 



خيلي جالبه: از سوسک مي ترسيم................از له کردن شخصيت ديگران مثل سوسک نميترسيم. از عنکبوت ميترسيم................از اينکه تمام زندگيمون تار عنکبوت ببنده نمي ترسيم. از خوب سرخ نشدن قورمه سبزي ميترسيم................از سرخ شدن ادما از خجالت نميترسيم. از سرما خوردگي ميترسيم................از سرخورده کردن دوستامون نميترسيم. از شکستن ليوان ميترسيم................از شکستن دل ادما نميترسيم

eshgh


 هرگز يك دوست قديمي را ترك نكنيد، جانشيني براي او پيدا نخواهيد كرد. دوستي مانند شراب است. هرچه كهنه تر بهتر.

 eshgh

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/02/10ساعت 16:17  توسط مهرداد  | 



عشق آن نیست که یک دل به صد یار دهی...عشق آن است که صد دل به یک یار دهی...!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/02/05ساعت 21:53  توسط مهرداد 



zendegy mesle riazie

khuby haro jam kon   +

bady haro kam kon   -

   x  eshgh haro zarb kon  

khosh haly haro be tavan beresun

va khoshy haro taghsim kon  

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/02/05ساعت 21:49  توسط مهرداد 



عشق بزرگترین هدیه خداست . هنر آن را بیاموز. آواز آن و جشن آن را بیاموز عشق نیازی قطعی است. درست همان گونه که جسم بدون غذا نمی تواند زنده بماند بدون عشق روح را یارای زنده ماندن نیست. عشق غذای روح است. آغاز گر همه چیزهای باشکوه است . عشق در بارگاه ملکوتی است

tanhaee...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/02/05ساعت 21:26  توسط مهرداد 



از دريا پرسيدن عشق چيست گفت:خشکيدن... از گل پرسيدن عشق چيست گفت:پرپرشدن... از زمين پرسيدن عشق چيست گفت:لرزيدن... از آسمون پرسيدن عشق چيست گفت:باريدن... از انسان پرسيدن عشق چيست ناگهان ندايي از درونش گفت:يک عمر جدايي


 عشق یعنی جدایی...!


نابينا به ماه گفت : دوستت دارم . ماه گفت : چه طوري ؟ تو که نمي بيني . نابينا گفت : چون نمي بينمت دوستت دارم . ماه گفت : چرا ؟ نابينا گفت : اگر مي ديدمت عاشق زيباييت مي شدم ولي حالا که نمي بينمت عاشق خودت هستم

eshgh


هر روز که می گذرد احساس می کنم که کسی مرا در باد صدا می زند

eshgh


اي کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتي و درد با يک بوسه همه چيز را فراموش مي کردم

eshgh


عشق رو ميشه تو دستاي خسته پدر ديد .... و توي نگاه نگران مادر ... نه تو دستاي منتظر يه غريبه

eshgh


عشق رو ميشه تو دستاي خسته پدر ديد .... و توي نگاه نگران مادر ... نه تو دستاي منتظر يه غريبه

eshgh


شاید آن روز که سهراب نوشت : تا شقایق هست زندگی باید کرد خبر از دل پر درد گل   نیلوفرنداشت و اینک می توان نوشت : هر گلی هم باشی چه شقایق چه پیچک و چه یاس زندگی اجباریست !!

eshgh


 يك روز من و تو با هم وارد بهشت ميشيم تو به خاطر اون قلب پاكي كه داري و من به خاطر اينكه توي اون قلب جا دارم

eshgh


 مي دوني فرق تو با عشق، زندگي و گل چيه؟ عشق يك كلمه است اما تو معنيه اوني. زندگي اجباره اما تو دليل اوني. گل يه گياهه اما تو عطره اوني

eshgh


شبی از پشت یک تنهایی غمناک و بارانی تو را با لهجه گلهای نیلوفر صدا کردم.تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم...

eshgh


eshgh

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/01/09ساعت 19:10  توسط مهرداد  | 



ببین از جادوی عشق حتی ابرها هم دست به چه کارهایی که نمی زنند.

ghalbe abry

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/11/25ساعت 18:28  توسط مهرداد  | 




اینم سه تا عکس توپ از وبلاگ علیرضا جان.علیرضا ممنون.

alireza

 

alireza

 

alireza

 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  جمعه 1385/07/28ساعت 8:43  توسط مهرداد  | 



تا حالا با خودت فکر کردي که چرا غروب زيباست و طلوع هم زيباست ،چون با طلوع ، خورشيد متولد مي شه و وقتي غروب مي کنه با غمهايي که در طول روز جمع کرده از دنيا ميره، مي دونه که فردايي هست و مي تونه باز طلوع کنه و زيباييش را در آينه اي که غمها را بر دوش مي کشه نشون بده و نا اميد نميشه. پس ما هم مي تونيم ............باز طلوع کنيم و بمانيم تا فردا ... 

tnhaye tanha...kasy nist ke ba man dust beshe




Tanhaii ham ye aalamy dare vase khodesh

+ نوشته شده در  جمعه 1385/07/07ساعت 20:13  توسط مهرداد  | 



همه گویند که شیشه احساس ندارد...امّا من بر شیشه ی بخار گرفته نوشتم دوستت دارم...آرام آرام گریست !

ashk beriz,chon eshgh gham ast

 

shishe o ashke eshgh

+ نوشته شده در  جمعه 1385/07/07ساعت 10:40  توسط مهرداد  | 



اگه ترکم کنی...

                                            If you leave me

قلبم رو هم با خودت می بری...

                                      You will pick my heart with youreslf

...و من بی تو

                    And me without you...

میمیرم...

                             Will die...

   

+ نوشته شده در  جمعه 1385/07/07ساعت 10:31  توسط مهرداد  | 



I miss you

I miss you...!When?Where?Can I see you?hmm

+ نوشته شده در  جمعه 1385/07/07ساعت 10:14  توسط مهرداد  | 



یارخوب و مهربونم میخوام دستات و بگیرم  
حرفای نگفته ام وازتودلم بیرون بریزم

بگم عشقت تا قیامت توی قلبم خونه کرده
برق اون چشمای نازت دلم و دیوونه کرده

بگم نقش دوتا چشمات هک شده تو آسمونم
دلبرنازوقشنگم سرتو بذارروشونم


یادتو بامنه هرجا چه تو بیداری چه تو خواب
این دل دیوونه ی من می زنه واست چه بی تاب

وقتی می شنوم صداتو دل توی سینه می لرزه
یه کلام عاشقونه ات به همه دنیا می ارزه
می گذرن به سرعت باد لحظه ها وقتی که هستی
نمی دونی چه شیرینه وقتی روبه روم نشستی
شب من سحر نمیشه اگه نشنوم صداتو
اگه یک روزم نبینم رنگ زیبای نگاتو

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/07/04ساعت 17:50  توسط مهرداد  | 



شعر من تفسيري از درد و غم است

                                       هر چه از چشمان او گويم كم است

مثل مجنون،عاشق ليلي شدم

                                        غرق موج آبي دريا شدم

با صداي گريه اش بغضم شكست

                                       مثل گل، بر گونه ام شبنم نشست

من كه عمري نامه ي غم خوانده ام

                                        باز هم سيره به راهت مانده ام

مثل باد و مثل باران، مثل خاك

                                    ريشه دارم در دو چشمت همچو تاك

 










 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/07/04ساعت 17:47  توسط مهرداد  | 



 

بارها خواستم رازي را که مدتهاست در قلبم نگه داشته ام فاش کنم خواستم بگويم که دوستت

دارم

اما نتوانستم. هرگاه از کنارم ميگذشتي آرزو مي کردم اين راز را در چشمانم بخواني

افسوس ...

 افسوس تو بي اعتنا از کنارم ميگذشتي تا آنکه ديروز قلم بدست گرفتم و خواستم برايت

 بنويسم...

بنويسم که ازاين همه بي مهريهايت متنفرم اما وقتي قلم را از روي کاغذ برداشتم با تعجب

مشاهده

 کردم که نوشته ام با تمام وجود دوستت دارم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تو چون نیلوفرصبح سپیدی

که برغم خانه‌‌ًسردم دمیدی

دوچشمت کورهً داغ غزلهاست

لبانت،چون حریر

بستری بر باغ گلهاست

خنده ات گران ترین الماس دنیاست؟؟

تو اشک دختر عاشق ندیدی،

اگرباشی همدم،اونومی بینی،

انگار،منومثل روزگار فراموش کرده ای

جانم،شکایت از که کنم؟از روزگار؟

روزگارم شد سیه در پای شعر

تاعشقم رابفهمانم بایک بیت شعر

در میان سینه ام بایادتو

بی تو،امازنده ام بایادتو

آه،رفتم هرکجا،جایم نبود

انگار،جزدرآغوش توجایم نبود

گربگیری درآغوشت مرا،می شوم گم،

همچون حباب برروی آب،

ای غرورت مثل کوهستان بلند

خاموشی ات مثل دریاهای غم

عاشق ات منم،می فهمی،من

نام توازابعاددلم می آید

انگار،توئی،آغازوپایان من

بی تو،اما،زنده ام بادرد،درد

یک دل افسرده ازبیدادتو

شد بسان خاکستری ازعشق تو،

کاخی ازشعرهای زیباسازمت

گربخواهی یک بیت ازشعرهای من

بدان،ای زیبا،

تو هستی عشق من،

فقط تو،

       فقط تو

«بی توبودن رابرای باتوبودن دوست دارم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/07/04ساعت 17:44  توسط مهرداد  | 



 

چي ميشد گر دل اشفته ي من به شهر چشماي تو عادت نميكرد پرستوي نگاهت ناگهان از دل اشفته من هجرت نميكرد چه ميشد اولين روزه جدايي برايم تا قيامت شب نميشد وجود پاك و سرشار از اميدم گرفتار سكوت شب نميشد چه ميشد ميتوانستم برايت غزل هاي بگويم عاشقانه و يا در اخريم مصرع شعرم بگيرم از وجودت يك نشانه چه ميشد زير باران نگاهت , گل نيلوفري را ديده بودم و يا از باغ همسايه شبانه گل مريم برايت چيده بودم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

وقتی پلیدی ها بمیرند
 
وقتی پروانه به وصال شمع برسد
 
وقتی عشق و عاشق و معشوق یکی شوند
 
وقتی شقایق ها دامن عشق را بوسه باران کنند
 
وقتی شقاوت ، در پای صداقت زانو بزند
 
و وقتی صمیمیت دلها در چشم ها جاری شود
 
آن روز
 
من به آغاز خود خواهم رسید
 
با تو بودن را تجربه خواهم کرد
 
و تو خواهم شد ...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
be kasy neshunesh nadyaaa...khob
+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/07/04ساعت 17:41  توسط مهرداد  | 



oony ke mikhastam...mano tanha gozasht raftاونی که می خواستم دلمو شکست و

به پای یک عشق جدید نشست و

چشم روی آرزوم همیشه بست و

پشت مه پنجرمون رها شد

اونی که می خواستم متل اشک چکید و

تو طول راه باز یه کسی رو دید و

به آرزوش انگار دیگه رسیدو

به خاطر هیچی ازم جدا شد...

اونی که می خواستم دل ازم بریدو

بین گل ها یک گل تازه چید و

به اونی که دلش می خواست رسید و

با غم و غصه منو آشنا کرد...

اونی که میخواستم منو برد بهشت و

اسم منو رو سردرش نوشت و

بهونه کرد بازی ه سرنوشت و

تو شهر رویاها منو رها کرد...

اونی که میخواستم منو برد از یاد و

رفت پیش اون کس که دلش می خواد و

زد زیره عشقش که یادش نیادو

متل همه آدما بی وفا شد...

اونی که می خواستم منو تنها گذاشت رفت...

اونی که می خواستم چرا تنهام گذاشت رفت...؟

 

+ نوشته شده در  شنبه 1385/06/18ساعت 15:57  توسط مهرداد  | 



اگه تو رو دوست دارم خیلی زیاد

 

منو ببخش

اگه تویی اون که فقط دلم میخاد

 

منو ببخش

منو ببخش اگه برات میمیرم و زنده میشم

اگه با دیوونگی هام

 

پیش تو شرمنده میشم...

 

+ نوشته شده در  شنبه 1385/06/18ساعت 15:33  توسط مهرداد 



عشق یعنی مستی و دیوانگی

عشق یعنی با جهان بیگانگی   

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر  

عشق یعنی سجده ها با چشم تر

عشق یعنی سر به دار آویختن

عشق یعنی اشک حسرت ریختن

عشق یعنی در جهان رسوا شدن

 عشق یعنی مست و بی پروا شدن 

عشق یعنی سوختن یا ساختن  

عشق یعنی زندگی را باختن  

عشق یعنی انتظارو انتظار

عشق یعنی هر چه بینی عکسه یار

عشق یعنی دیده بر در دوختن

عشق یعنی در فراقش سوختن

عشق یعنی لحظه های التهاب

عشق یعنی لحظه های ناب

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/06/13ساعت 18:41  توسط مهرداد 



راز عشق در اين است که به ديگری لذت ببخشی ولی عشق را برای لذت نخواهی. چون عشق حقيقی هوی و هوس نيست.

هر چی نفس قوی تر باشه تقاضاهايش بيشتر می شود و هر چی تقاضاهای نفس قوی ترباشه خود پرستی را در تو بيشتر تقويت ميکنه.

عشق چهره واقعه ای خود را در ملايمت و مهربانی آشکار ميکنه نه در لذت جويی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/06/13ساعت 18:16  توسط مهرداد 



+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/06/12ساعت 12:38  توسط مهرداد 



 
+ نوشته شده در  جمعه 1385/06/10ساعت 11:49  توسط مهرداد 



روزی از من پرسید: من رو بیشتر دوست داری یا زندگی را؟

من هم که نمی خواستم دروغ بگم ... گفتم:زندگی !

چیزی نگفت...فقط گریه کرد و رفت اما...

اما هرگز نفهمید که زندگی من خود او بود !

+ نوشته شده در  جمعه 1385/06/10ساعت 11:30  توسط مهرداد 



One life,Live it
We born for one time
We fall in Love for one time
We die for one time
GoodLuck !

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/06/08ساعت 18:8  توسط مهرداد  | 



Life is like a piano
White keys represant happiness and love
blck keys represant  sadness and sorrow
you should play both to hear the music of love

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/06/08ساعت 17:55  توسط مهرداد  | 



عاشقانه ترين نگاهم را روي قايقي از باد نشاندم و پاروزنان سوي تو فرستادم وقتي به ساحل نگاه تو رسيد تو چشمانت را بستي و قايقم ، غرق شد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/06/08ساعت 8:40  توسط مهرداد  | 



روزی دوستی از عشق پرسید:فرق من و تو چیست؟دوست گفت:من با یک سلام شروع و با یک دروغ تمام می شوم...اما تو با یک نگاه شروع و با مرگ تمام می شوی...

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/06/07ساعت 19:32  توسط مهرداد  | 



 پرسيدم : عشق چيست ؟ گفت : آتشي است . گفتم : مگر آن را ديده اي ؟ گفت : نه در آن سوخته ام

mehrdad

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/06/07ساعت 18:34  توسط مهرداد  | 




کد آهنگ در وب نوا

کد آهنگ در وب نوا